قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1836
تاريخ الفي ( فارسى )
روزى اسماعيل طبرى به ديدن او آمد . حسن به او گفت : تو با من وعده كرده بودى كه باغى عجيب و غريب دارم شما را مهمان خواهم كرد . اكنون ظاهرا از خاطر تو رفته . اسماعيل گفت : هرگاه امير توجّه فرمايند مهيّاست . حسن كلبى گفت : امروز به اتّفاق شما به طريق سير به آن باغ مىرويم . باز حسن كلبى گفت : يك كس را بفرست تا مردم شهر را خبر كند كه جمع شوند تا متوجّه باغ شويم . اتّفاقا ، به اندك فرصت خلايق بسيار از متابعان بنى طبرى جمع شدند و حسن كلبى ، اسماعيل طبرى را به حرف و صحبت نگاه داشت تا آنكه روز گرم شد . حسن گفت : امروز دير شد ، شما مهمان ما باشيد تا فردا به سير باغ برويم . القصّه ، آن روز تمام مردم طبرى به عيش و فراغت گذرانيدند . چون شب دررسيد همه را دستگير كرده در زندان كردند . مقارن اين حال ، قيصر روم ، بطريقى از بطارقهء خود را با لشكرى بسيار به عزم تسخير ديار صقلّيه روانه ساخت . حسن بن على كلبى از آمدن او خبر يافته كس پيش امير منصور فرستاد كه روميان قصد تسخير ديار صقلّيه كرده با لشكرى بسيار متوجّه آن دياراند ، بايد كه در امداد تقصير [ 220 ب ] نشود كه لشكر اين جانب از مقاومت ايشان عاجزند . بنابراين ، منصور هفت هزار سواره و سه هزار و پانصد پياده به مدد او فرستاد . و حسن بن كلبى مال بسيار از ايشان گرفته به صلح از يكديگر جدا شدند . و از جمله وقايع اين سال ، عصيان جمان بود بر ناصر الدّوله بن حمدان . مفصّل اين مجمل آنكه جمان اوّلا از اصحاب توزون بود و بعد از فوت توزون ملازم ناصر الدّوله گشت و در وقتى كه معزّ الدّوله و ناصر الدّوله در بغداد با يكديگر محاربه مىكردند جمعى كثير از ديالمه را با خود متّفق ساخته از ناصر الدّوله برگشت و به جانب رحبه « 1 » رفت و رحبه را به تصرّف خود درآورده متوجّه رقّه گشت . مردم رقّه با او در مقام مجادله و محاربه درآمده او را به شهر رقّه راه ندادند . چون مردم شهر رحبه شنيدند كه جمان در رقّه كارى نتوانست ساخت و مقهور و مغلوب ايشان شده فى الحال عمال و نوّاب او را كه در رحبه بودند ، به قتل رسانيدند . جمان بر اين قضيّه اطلاع يافته به جانب رحبه بازگشت و خلقى بسيار از ايشان به قتل رسانيد . مقارن اين حال ناصر الدّوله ، بادوخ « 2 » را با لشكرى بسيار به دفع جمان فرستاد . هر دو طايفه بر كنار فرات به يكديگر رسيده آتش جدال و قتال درگرفت . بعد از مكاوحه و مقاتلهء بسيار جمان روى به گريز نهاده چون راه گريز نداشت ناچار خود را بر فرات زده غرق گشت و مردم از شرّ او خلاص گشتند . و از جمله حوادث اين سال آنكه در ماه صفر ستارهء دنبالهدار از جانب مشرق ظاهر شد كه دنبالهء او ده گز بود و در روز نيز ظاهر مىبود .
--> ( 1 ) . شهر قديم شام واقع در ساحل راست فرات ، مطابق ميادين كنونى ؛ - دايرة المعارف فارسى . ( 2 ) . الكامل : يادوخ .